چرا گاهي نماز خواندن برايمان مشکل مي شود
گاه ديده ميشود که خودمان يا ديگران سر مسأله نمازمشکل پيدا ميکنيم و انگار خواندن نماز برايمان همچون يک کوه سنگين ميشود. به راستي چرا اين اتفاق در زندگي ميافتد ؟
کارهاي نيک، جاي نماز را نميگيرد بعضي از افراد خيال ميکنند يکي دو تا کار خوب انجام ميدهند ، ميتواند کارهاي ديگرشان را جبران کند .فردي قمه ميزند،شب تا صبح سينه ميزند اما نماز صبحش قضا ميشود فکر ميکند همان کارهاي ديشبش بس است و جبران نماز قضا شدهاش را ميکند . اگر پليس راه جلوي شما را گرفت و گفت: گواهينامه رانندگي! شما اگر خيال کني گواهينامههاي ديگر ، شما را نجات ميدهد، نجات نميدهد. گواهينامههاي پزشکي، گواهينامههاي اجتهاد، کارت مجلس، کارت خبرگان، وزارت، سفارت، پروانه تجارت، کارت بازرگاني، صد رقم کارت و پروانه داشته باشي، پليس تا کارت رانندگي نداشته باشي نميگذارد بروي.
کارهاي ديگر کار نماز را نميکنند شما بهترين نامهها را بنويس با بهترين خط و پاکت و کاغذ، رويش هم يک چک صد هزار تومان بچسبان، مخابرات اين نامه را به مقصد نميرساند. ولي يک تمبر دو سه توماني ممکن است به مقصد برسد. گاهي يک تمبر پاکت را رد ميکند. گاهي يک چک صد هزار توماني پاکت را رد نميکند. اگر تخمه کدو را بشکني و مغزش را بکاري سبز نميشود. پوستش را هم بکاري سبز نميشود. مغز و پوست بايد با هم باشد. هم دل، هم عمل
دل پاک، همراه عمل صالح بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافي است! (تفکر پلوراليزمي) نکته : آن کسي که تو را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافي بود، فقط ميگفت: «آمنوا» اينکه کنار «آمنوا» گفته: «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»، يعني هم دلت پاک باشد، هم کارت درست باشد. اگر تخمه کدو را بشکني و مغزش را بکاري سبز نميشود. پوستش را هم بکاري سبز نميشود. مغز و پوست بايد با هم باشد. هم دل، هم عمل! وضع من خرابتر از اين حرفهاست که با نماز درست شود! بعضي از جوانها بيان ميکنند که وضع گناه و معنويت ما خيلي خراب است و اصلاً ما براي اين معنويات لياقت نداريم ، اما از اين نکته غافل هستند که شيطان دنبال همين نقطه ضعف است اتفاقاً شيطان همين را ميخواهد که با يک گناه بگويد: حالا که اين کار را کردي، ديگر به درد نماز نميخوري. قرآن يک آيه دارد، ميفرمايد: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات» (هود/114) چون خراب کردي، حتماً مسجد برو. چون ما اهل گناه و لغز هستيم اتفاقاً بيشتر به سوي معنويت رفته و در آستان الهي را بکوبيم .
توجه به نعمتها، نه کمبودها ما گاهي وقتها يک چيزي را که نداريم برجسته ميکنيم و به داشتههايمان توجهي نداريم . فردي ميشناختم که چشم نداشت، دست و پا هم نداشت. مرتب ميگفت: الحمدلله رب العالمين! الحمدلله! گفتند: آقا!تو چه داري که الحمدلله ميگويي؟ نه چشم داري. نه دست داري. نه پا داري. يک تکه گوشت فلج، گفت: ميداني خدا من را چه کرده است؟ هرکس به من نگاه ميکند ميگويد: الحمدلله رب العالمين! پس من وسيله شدم و رابطه شدم بين مخلوق و خالق! مخلوقهاي غافل، به من نگاه ميکنند. از غفلت در ميآيند و الحمدلله ميگويند. پس من واسطهي فيض شدم. ما هم يکي از نماز نخوان ها ! بعضيها ميگويند که: خيليها نماز نميخوانند ما هم جزء آنها. آنقدر تارک الصلاة هست ما هم يکي ! اين فکر غلط است. اگر يک کشتي صد نفره نقص فني پيدا کرد و در دريا غرق شد نود و هشت نفر شنا بلد نبودند و غرق شدند، دو نفري که شنا بلدند بگويند: ببين ! ما صد نفر سوار کشتي بوديم. نود و هشت نفر غرق شدند. بيا ما دو نفر هم غرق شويم! اين چقدر حرف غلطي است. حالا که همه دروغ ميگويند. بيا ما دو تا هم دروغ بگوييم. حالا که همه گواهينامه ندارند، سوار ماشين شوند، بيا ما دو نفر هم بدون گواهينامه پشت فرمان بنشينيم. حرف غلط است. دو جاي قرآن گفته: گوش به حرف پدر و مادر ندهيد. چهار بار گفته: «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» دو بار هم گفته: «وَ لا تُطِع» اطاعت نکن. آنجايي که پدر و مادر تلاش کردند تو را از مرز خدا بيرون کنند، اينجا اطاعت نکن ؛ «إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ» (عنکبوت/8) و «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلي أَنْ تُشْرِک آغاز زندگي با نماز و ياد خدا در شب عروسيها زياد از ديگران شنيدهايم که ؛ حالا يک شب که هزار شب نميشود. حالا يک عروسي است، نميخواهد مقدس بازي کني. حالا دامادي است. تيپت به هم ميخورد. لاک دستت ، آرايش صورتت ، مدل موهات خراب ميشه ، نمي خواد نماز بخوني.گناه امشبت پاي من و ... ما از اين نکته غافلند که اين به هم خوردنهاي چشم و ابرو قيافه قابل جبران است. اما اگر شب اول عروسي ، شب اول شروع زندگي جديد با ترک نماز شروع شد، قطعاً و يقيناً سعادتي در اين زندگي رقم نخواهد خورد . فاصلهي بين کفر و ايمان چيست ؟ فاصلهي بين کفر و ايمان نماز است. مثل اينکه اگر به توپ فوتبال يک سوزن بزني، بگويي: حالا يک سوزن که صد تا سوزن نميشود. بله يک سوزن صد تا سوزن نميشود. اما همين سوزن ميداني چه کرد؟ باد توپ را خالي ميکند و همه چيز را خراب خواهد کرد . پدر و مادر اجازه خواندن نماز نميدهند ! بعضيها ميگويند: والدين ما نماز نميخوانند و اجازهي خواندن نماز را به ما هم نميدهند . دو جاي قرآن گفته: گوش به حرف پدر و مادر ندهيد. چهار بار گفته: «وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» دو بار هم گفته: «وَ لا تُطِع» اطاعت نکن. آنجايي که پدر و مادر تلاش کردند تو را از مرز خدا بيرون کنند، اينجا اطاعت نکن ؛ «إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ» (عنکبوت/8) و «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلي أَنْ تُشْرِک» (لقمان/15)
مقاومت در برابر تحقير و تمسخر ديگران گاهي ميگويند که: ما ميرويم نماز بخوانيم، يا حجاب داشته باشيم، ما را مسخره ميکنند. مسخره کنند، مگر ما مقوا هستيم که با حرف اين و آن ، با دو قطره باران شل شويم! مقوا با دو قطره باران شل ميشود. اعمال تو ، تو را به خدا برساند، مردم هرچه ميخواهند بگويند، بگويند! حديث داريم «المؤمن کالجبل» جبل يعني چه؟ مؤمن کوه است. بعضي ميگويند: از کوه محکمتر است. چون بعضي کوهها ريزش دارد. مؤمن هيچوقت ريزش ندارد در قاهره کسي، شتري اجاره کرد که او را به جاده عباسيه برساند .صاحب شتر پولي گرفت، مسافر را سوار کرد. داشت افسار را به سمت عباسيه ميبرد. اين صاحب شتر هي به اين مسافر متلک و فحش ميگفت. اين هم که سوار شتر بود، فحشها را ميشنيد، هيچ نميگفت. يک نفر در راه صحنه را ديد و گفت: آقا! ميداني اين صاحب شتري که افسار را ميکشد به تو چه ميگويد؟ سواره گفت: بله! مرا فحش ميدهد. گفت: خوب فحشت ميدهد، جوابش را بده ؛ مگر تو بوقي که عکسالعمل نشان نميدهي ؟! سواره گفت: ببخشيد جاده کجاست؟ گفت: جادهي عباسيه! گفت: اگر من را به عباسيه ميرساند، بگذار هرچه ميخواهد بگويد، بگويد. اگر نماز و حجاب و اعمال درست و صحيح و خداپسندانه تو را به خدا ميرساند، بگذار هرکس هرچه ميخواهد بگويد، بگويد. حديث داريم «المؤمن کالجبل» جبل يعني چه؟ مؤمن کوه است. بعضي ميگويند: از کوه محکمتر است. چون بعضي کوهها ريزش دارد. مؤمن هيچوقت ريزش ندارد. متلکها را نشنيده بگيريم ! قرآن در سورهي «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ» (مطففين/1) ميفرمايد: «إِنَّ الَّذينَ أَجْرَمُوا»، «اَجرَم» يعني مجرم.«کانُوا مِنَ الَّذينَ آمَنُوا يَضْحَکُونَ» (مطففين/29) اَجرموها (مجرمها) به آمنوها ميخندند. مجرمين ميخندند. «وَ إِذَا مَرُّواْ بهِِمْ» وقتي ميآيند از کنارشان مرور کنند، «يَتَغَامَزُونَ» (مطففين/30) غمزه ميآيند، چشمک ميزنند. «وَ إِذَا انقَلَبُواْ إِليَ أَهْلِهِمُ» وقتي نزد تيپ خودشان برميگردند، «انقَلَبُواْ فَکِهِينَ» (مطففين/31) فکاهي ميگويند، جک ميگويند. اس ام اس ميفرستند. «وَ إِذَا رَأَوْهُمْ» از آن دور که شما را ميبينند، «قَالُواْ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ» (مطففين/32) ميگويند :اينها ضال هستند، منحرف هستند ، امّل هستند . نتيجهي متلکها در قيامت روشن ميشود ! خوب چهار تا متلک بشنويم که چه؟ ميگويد: نترس! «فَالْيَوْمَ» يک روزي ميآيد، به نام روز قيامت. خوب چه ميشود؟ «الَّذِينَ ءَامَنُواْ» آنهايي که مؤمن هستند، «مِنَ الْکُفَّارِ يَضْحَکُونَ» (مطففين/34) تو اينجا کنار خيابان به من بخند، من هم آنجا به تو خواهم خنديد. مگر پيغمبرها را مسخره نکردند؟ ميدانيد به پيغمبر چه ميگفتند؟ ساحر: جادوگر. مجنون: ديوانهي جن زده. شاعر: شاعر، کاهن: پيشگو. کذاب: دروغگو. «يُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103) يک آدمي يادش داده، حرفها از خودش نيست. «وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُون» (فرقان/4) يک تيمي پشت پرده به او کمک ميکنند. ولي پيغمبر روي پايش ايستاد. اينطور نيست که ما را مسخره کنند. خدا به نماز ما نياز ندارد. اما من وتو بايد لياقت خودمان را به خدا نشان دهيم خدا چه نيازي به نماز من دارد؟ نماز نشانهي اين است که من لايق هستم... ببينيد اگر شما به يک کسي خدمتي ، محبتي و نعمتي ارزاني کرديد اما او نسبت به اين محبت توجهي نکند شما چه ميگوييد ؟ ميگوييد: اين نعمتهايي که به او دادم، لياقتش را نداشت. نماز نشانهي لياقت تو است. نه نشانهي نياز خدا. وقتي نماز خواندي يعني خدايا من لايق بودم، فهميدم به من نعمت دادي. فهميدم تو چه عزيز و بزرگي هستي. خدا به نماز ما نياز ندارد. اما من وتو بايد لياقت خودمان را به خدا نشان دهيم . آيا نميشود آن طور که خودمان ميخواهيم ، با زبان خودمان (فارسي) تشکر کنيم؟(نماز بخوانيم ) تمام خلبانهاي دنيا، هرکجا ميخواهند با هر کشوري ميخواهند صحبت کنند بايد به زبان انگليسي باشد. نماز هم بايد به زبان عربي باشد. خدا خواسته و يک طرح روشنفکرانه اي است در اسلام است که از 1400 سال پيش فرمود: امت اسلامي بايد در چند کلمه با هم مشترک باشند. منابع : سايت حوزه بيانات حجت الاسلام قرائتي ![]()
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت   توسط نردبانی تا خدا
|
|