+ نوشته شده در بیست و ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت   توسط نردبانی تا خدا
|
- ريشه واژه نماز
2- معاني نماز معني اول: خدمت و خدمتكاري، اطاعت و فرمانبرداري(3)، سرفرودآوري و تعظيم(4)، سر به زمين نهادن، كرنش و تكريم(5)، اظهار طاعت وبندگي(6)، لذا واژههاي «نماز بردن»، «در نماز آمدن»، «به نماز آمدن» و «نماز آوردن» به معناي پرستش كردن، عاجزي نمودن،خم شدن به علامت تعظيم و بندگي و به خاك افتادن به قصد تعظيم در برابر پادشاهي يا بزرگي ديگر به كار رفته است(7)، معني دوم: كلمه "نماز"؛ به معني «پرستش و اداي طاعت ايزد تعالي(8)»، و «عرض نياز به سوي خداي عالميان است به طريقي كه در شريعت پيغمبران وارد شده است(9)»، كه در اين معني، معادل كلمه «صلوة» ميباشد(10)، به همين منظور در ادبيات پارسي، «نماز نيمروز»، «نماز پيشين»، «نماز ميانين»، به معناي «نماز ظهر» ،«نماز دگر»، «نماز ديگر»، «نماز پسين»، به معناي «نماز عصر» و «نماز خفتن» به معناي «نماز عشاء» و «نماز بام»، «نماز بامداد»، «دوگانه» به جاي «نماز صبح» به كار رفته است. لازم به ذكر است كه مردم فارسي زبان، واژه «نماز بستن» را به جاي «تكبيرة الاحرام گفتن» به كار ميبردند.(11) معني سوم: از آنجا كه شرط نماز، طهارت است و كلمه نماز، مفهوم طهارت و پاكيزگي را تداعي ميكند، كلمه «نمازي» كه منسوب به نماز و به معناي «دوستدار نماز» است، به معني «پاك وطاهر» نيز به كار رفته است و «نمازي شدن» كه مصدر مركب است، به معناي «پاك و طاهر شدن و شسته شدن و غسل داده و پاكيزه شدن» به كار رفته است. همچنين «نمازي كردن» به معني «پاك كردن، شستن، آب كشيدن، و غسل دادن» و «نماز كن» به معناي «شستشو كننده» استعمال ميشده است.(12) 3- ريشه كلمه «صلوة»
4- معاني صلوة در اشتقاق معنوي نام «صلوة» در ميان اهل لغت اختلاف نظر وجود دارد: معناي اول: گفته شده صلوة از دعا مشتق شده است(16) و به معناي تبريك و تمجيد ميباشد و گفته شده نماز را به خاطر دعاهايي كه در آن وجوددارد «صلوة» ناميدهاند.(17) «وَالصلاةُ الَتي هي العبادةِ المَخصوصَهُ اَصلُها الدُّعاء وسُمِّيت هذه العبادةُ بها كَتَسْمِيَةِ الشيءِ بِاسْمِ بَعْضِ ما يَتَضَّمَنُهُ (18)» معناي دوم: گفته شده كه اين كلمه از «صلي» كه از «صَلَّيت العود علي النّار» به معناي «چوب يا عصا را به كمك آتش، نرم و راست كرد(19)». گرفته شده (20) و چون مشتمل بر «كمكخواهي» از خداست به اين نام ناميدهاند چرا كه انسان با استعانت از خداوند و نماز نرم و انعطافپذير ميگردد.(21) معناي سوم: امكان دارد كه صلوة از «مصلي» «وصلة» كه به معناي پيوستن است گرفته شده است.(22) زيرا در نماز انسان چه از لحاظ روحي و جسمي به خدا ميپيوندد و پل ارتباطي بين خدا و بنده است. معناي چهارم: در برخي از كتب لغت «صلوة» به معني بزرگداشت و تعظيم نيز آمده است چنانچه لفظ «نم» در كلمه نماز به همين معني است(23) معناي پنجم: در جايي نيز صلوة به معناي «زيارت» آمده است. چنانچه از امير المومنين - عليه السلام - درتفسير «قد قامت الصلوة» آمده است كه حضرت - عليه السلام - فرمود: «يعني وقت زيارت وديدار رسيد»(24) معاني ششم: صلوة به معناي رحمت ميباشد (25) چنانچه خداوند در سوره احزاب ميفرمايد: «اِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ يَصَلُّونَ عَلَي النَّبي يا آيها الَّذينَ امَنُو صَّلوُا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسليما» «همانا خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود ميفرستند اي اهل ايمان شما نيز بر او درود فرستيد.»(26) معناي هفتم: و در جايي صلوة را اوج گرفتن عقل به سوي خدا به حدي كه براي او سجده كرده و شكرگزار او باشيم(27) معني شده است. 5- مفهوم اقامه به عنوان حقيقت نماز آنچه به دنبال يك بررسي حقيقت جويانه در همه آياتي كه به موضوع نماز اختصاص دارد بيش از همه نظر خواننده كنجكاو را به خود معطوف داشته و او را به انديشه واميدارد اين است كه در اكثر مواضع، هر جا سخني از نماز رفته، امر به اقامه و گزاردن آن شده جز يكي دو مورد كه موضوع شخصي بوده و مستقيماً به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مربوط ميشده(28) و نه تنها صلاة به تنهايي در قرآن مورد ستايش نيست، بلكه حتي از «مصلين» در برابر «اقامه كنندگان نماز» نكوهش شده است. آنجا كه ميفرمايد: «فَوَيلٌ لِلْمُصَّلين اَلَّذينَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُون» «پس واي بر آن نمازگزاران كه دل از ياد خدا غافل دارند. (29)» و در جاي ديگر در مورد اعراب جاهلي فرموده است: «وماكان صلاتُهُم عندَ البَيْتِ الّا مكاءً وَتَصْدِيةً فذوقوا العذابَ بما كُنتُم تَكفُرون» «و نماز آنها در خانه كعبه جز صفير و كفزدني (كه خلق خدا را از خانه او منع كنند) چيز ديگري نيست پس بچشيد طعم عذاب (خدا ) را به كيفر آنكه كافر شديد.(30)» در حقيقت هر كجا لفظ «صلوة» هست به دنبال آن كلماتي از جنس اقامه همچنون «أقِم» و «أقيموا» و ديگر مشتقات آن همراه نماز ميباشد و اگر نبود به دنبال آن، دوام و محافظت(31) بر نماز مورد تاكيد قرار گرفته است.(32) حال براي آنكه معنا ومفهوم «اقامه» را بررسي نماييم ابتدا آنرا به صورت لغوي وسپس در اصطلاح فقها، محدثين، مفسرين و بزرگان بررسي كرده تا معلوم شود چرا همه ما مكلف به «اقامه نماز» هستيم نه به «قرائت آن ». 6-معناي «اقامه» در لغت و اصطلاح اقامه از ماده قيام به معنا و مفهوم دوام بخشيدن و اداي حق هر چيز به تمام و كمال است و مقصود از اقامه براي نماز، فرا خواندن به آن ميباشد. و گفته شده اقامه نماز يعني تسويه و برابري صفهاي جماعت وتتميم وتكميل آنها.(33) و اقامه را به معناي برپا داشتن هر برنامهاي و تعطيل نكردن آن دانستهاند به عنوان مثال هنگامي كه گفته ميشود «اقام القوم سَوْقَهم» يعني «مردم بازار خود را برپا كردند و به خريد و فروش پرداخته و آنرا موقوف و تعطيل نكردند.» و مراد از آنرا «حق نماز را ادا كردن» يعني اقامه نمازها و اداي فرايض دانستهاند به عنوان نمونه درباره كسي كه جيره غذايي سربازان را كه گفته ميشود «فلانٌ يقيم ارزاقُ الجُند» يعني او جيرة سپاهيان (حق آنها) را ميدهد.» و در نظر ديگر منظور از آن را قيام نماز ميدانند و چون قيام در نماز، نخستين ركن از اركان نماز و كاري مداوم و ادامهدار است، در ميان ساير اعمال نماز، توجه بيشتري به آن شده است.(34) در جاي ديگر، « اقامه نماز»، راست گردانيدن، محكم و استوار كردن و مراقبت بر آن معنا شده است.(35) و ديگر آنكه، «اقامه نماز» از ماده قيموميت دادن گرفته شده و معني آن قيموميت دادن محتواي نماز بر همه زندگي، كارها، انديشه، عمل و حركت مسلمانان ميباشد، قيموميت بخشيدن به نماز بر همه زندگي، حفاظت حقيقت و محتواي آن در همه حالات و دوام بخشيدن به آن در همه كارها و برنامه هاست. (36) در كتب ديگر «يقيمون الصلوة» را «با تمام ركوعها و سجودها و حفظ مواقيتها و حدودها و صيانتها «مما يفسدها أوينقصها(37) تعبير كردهاند تا اين نكته را برساند كه «أنّ المقصودمن فِعْلِها توفيهُ حقوقِها وشرائطِها لا الاتيانُ بهيئتها(38) ميباشد. مقام معظم رهبري - حضرت آيه الله خامنه اي – دام ظله العالي – فرمودهاند: به نظر مي رسد كه اقامه نماز ، چيزي فراتر از گزاردن نماز است ، يعني فقط همين نيست كه كسي خود به عمل نماز قيام كند بلكه اين نيز هست كه در جهت و سمت نماز [بايد] به جهت و سمتي كه نماز به آن فرا ميخواند به راه افتد و ديگران را نيز به راه اندازد. گويا برپا داشتن نماز آن است كه انسان با كوششي بايسته، جو و فضاي زندگي خود و ديگران را جوي نماز گزارانه يعني خدا جويانه و خداپرستانه سازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افكند(39) استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) نيز در اينباره سخن رانده و فرمودهاند: «به پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود يعني نماز به صورت يك پيكر بي روح انجام نگردد بلكه نمازي باشدكه واقعاً بنده را متوجه خالق و آفريننده خويش سازد(40)» «نمازگزارند، گويي كه در «اللّه» مينگرند و با وي راز و نياز ميكنند تصديقاً لقوله –عليه السلام - «اُعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانّه يراك(41)» .... و لفظ اقامه را از آن جهت باز گرفت تا تنبيهي باشد مؤمنان را كه ثواب در معني اقامت است نه در مجرد صورت نماز، بزرگان دين از آنجا گفتهاند كه نمازگزار فراوانند اما مقيمان نماز اندك ... و معني اقامه در نماز، روي دل خويش فرا حق كردن و همگي خويش در نماز دادن و شرط راز داري به جاي آوردن و از انديشهها و فكرتها بر آسودن است(42) در واقع ميتوان در يك جمعبندي كلي گفت: اقامه نماز به معناي حقيقي كلمه، تحقق بخشيدن به موارد زير است: نتیجه: نماز در قرآن بیش از هر عبادتی تکرار شده به طوریکه بیش از 102 مرتبه در مورد وجوب، احکام و آثار آن سخن به میان آمده و این نشانگر درجه اهمیت نماز میباشد. ریشه واژه فارسی نماز از لفظ پهلوی «نماک» گرفته شده و «نِم» به معنی «خم شدن و تعظیم کردن» است و نیز دارای معانی مختلفی چون خدمتکاری، پرستش و ادای اطاعت ایزد تعالی و طهارت میباشد و ریشه واژه عربی آن یعنی «صلوة» عبری است و تا پیش از اسلام به معانی نیایش و دعا به کار رفته است و در اشتقاق معنوی آن اختلاف نظر وجود دارد و به معانی تبریک و تمجید، دعا، انعطافپذیری، پیوستن، بزرگداشت، زیارت و رحمت استعمال شده است. در اکثر مواضع سخن از نماز، لفظ اقامه به کار رفته به جز مواردی که موضوع مربوط به شخصیت پیامبر- صلی الله علیه وآله- بوده و دو مورد دیگر نیز بر دوام و محافظت بر نماز تأکید شده است، و اقامه را میتوان به معنای دوام بخشیدن، تتمیم و تکمیل نماز جماعت،حق نماز را اداکردن و... دانست و در اینباره جان و روح نماز را همانا توجه تام به خدا و با اخلاص کامل خود را در پیشگاه با عظمت او دیدن و با خضوع و خشوع بودن و معانی باطنی نماز یعنی حضور قلب و تفهیم و تعظیم و هیبت و رجا و حیاء را رعایت نمودن است. بنابر آنچه گفته شد چنین نمازی اثرگذار و منتج خواهد بود.
+ نوشته شده در بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت   توسط نردبانی تا خدا
|
|
|||||