از آن جا که عصر قاجار آغاز تاريخ معاصر ايران و ورود ايران به عرصه جهاني است، تغييرات عمده اي در سطح آگاهي جامعه قاجاري به وجود مي آيد؛ جنگ هاي ايران و روس، سفر هيات هاي اروپايي به ايران، وقوع جنبش هاي سياسي، اجتماعي مختلف مانند باب و تنباکو و مشروطه و رشد مطبوعات و مدارس و موج نوگرايي حاصل از آن و متعاقب آن افزايش سطح آگاهي جامعه به خصوص زنان و مشارکت مستقيم آن ها در جنبش هاي اجتماعي اين عصر. اين فاکتورها در انديشه و تفکر و مطالبات آن ها تغييراتي پديد آورد و نتايج آن را مي توان در مشهودترين بخش آن يعني پوشش جستجو کرد. در برخي از اين جنبش ها هم زمان با درخواست هاي اجتماعي معمول، مطالباتي در خصوص حقوق زنان و پوشش آن ها نيز مشهود است که البته با وجود طرفداري زنان از آن با مخالفت شديد علما و سنت گرايان جامه عمل پوشيده نشد و حالت فراگير به خود نگرفت و در دوره هاي بعدي همزمان با انقلاب مشروطه و دگرگوني در ساختار سنت تغييرات بيشتري صورت گرفت که البته ابتدا از دربار آغاز و به ساير طبقات اجتماعي سرايت کرد. اين تغيير پوشش را به روشني مي توان در سفرنامه ها و خاطرات به جاي مانده از آن دوره ديد. هر چه دوره هاي اوليه قاجار در پوشش مقيد تر و سنتي ترند، به اواخر آنکه نزديک مي شويم در اثر تحولاتي که ذکر شد پوشش هاي جديدتري ديده مي شود. برخي منابع به پوشيدن لباس هاي اروپايي در محافل خصوصي زنان درباري و شيک پوش و حتي در خيابان هاي معروف تهران مانند لاله زار اشاره دارند. به طوري که تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه با ظاهري اروپايي در تصاوير ديده مي شود. از آن جا که موضوع پوشاک موجب دگرگوني در ساختار سنت شد يکي از عمده مسايل مورد توجه در دوره هاي بعدي نيز به شمار مي رود و نقش عمده اي در تحولات فرهنگي ايران معاصر داشته است.
پوشاک زنان دوره اول قاجار تا عهد ناصرالدين شاه
در دوره اول قاجار پوشاک زنان تفاوت چنداني با دوره قبلي خود نداشت و در واقع ادامه عهد زنديه بود. در اين دوره لباس زنان تا حدي ساده بود و با لباس مردان چندان اختلافي نداشت. عموما زنان پيراهن تنگي بر تن مي کردند که پارچه آن اغلب از نخ و ابريشم بود و چاک پيراهن از جلو باز مي شد و در زير گلو به وسيله روبان يا دکمه اي محکم مي شد. زنان آن دوران در مواقع احتياج اغلب ارخالق آستين سنبوسه يا کليجه آستين کوتاه که بلندي آن بر حسب مقتضيات تغيير مي کرد، روي پيراهن مي پوشيدند. زنان در آن زمان، همانند مردان، شلوار گشاد و بلندي به پا مي کردند و روي آن دامن گشاد و نسبتا بلندي مي پوشيدند که طول آن تا وسط ساق پا مي رسيد و مقداري از شلوار و لبه آن پيدا بود. شلوار زنان گشاد و پارچه هاي راه راه بود. در دوره اول قاجار، طرز لباس زنان، دنباله همان لباس هاي عهد زنديه بود با اين تفاوت که دامن يا پاچين زنان بسيار بلندتر از زمان زنديه بود، به گونه اي که لبه دامن روي زمين کشيده مي شد و چون بلندي دامن مانع از ظاهر شدن شلوار مي شد از اين رو در اين زمان شلوار اهميت خود را از دست داد و بنابراين دهانه اش تنگ تر و زينتش نيز کمتر شده بود. بر اين اساس لباس زنان اين دوره را مانند سابق پيراهن و دامن بلند و شلوار تشکيل مي داد. اوليويه که در دوره مورد بحث به ايران سفر کرده است در مورد پوشاک زنان در زمان آغامحمدخان چنين نوشته است: «البسه زنان با لباس مردان، تفاوت دارد. شلوار گشادتر اما آکنده از آستر است و تا پاي ساقين، هيچ نمايان نباشد و معلوم نگردد.» «پيراهن که از پيش تا وسط شکم، گشاد است و از بالا تکمه شود، از ابريشم و غيره باشد.» «لباسي که از روي پيراهن در برکنند، از پيش گشاد شود و به وسيله تکمه هاي ابريشمي يا فلزي بسته شود و تا به زانو برسد.» اوليويه در ادامه مي نويسد: «کمربند مفتول، گاه از طلا يا نقره ساده يا مرصع به جواهرات است يا با سنگ هاي قيمتي تزيين شود. هم چنان به عوض کمربند، شال کشميري يا پارچه پشمي استعمال کنند که با آستري از همان پوست يا سفيد يا خاکستري رنگ و نوک آن با ماهوت يا ترمه کشميري يا پوست ساده سفيد، قبه دوزي شده که بر سنگيني و گرمي آن مي افزايد. «...عصابه[سربند] و کرزَن[نيم تاجي که از ديبا باشد] و اکاليل [سربندها و تاج ها] بر حسب شأن و شوکت و ثروت متفاوت باشد.» در مورد پوشش سر نيز مي نويسد: «مانند مملکت اروپا، چهارقدي که براي پوشاندن سر است، استعمال نمايند که به چندين صورت مختلف و گوناگون به کار برند و به پشت و شانه افکنند يا در زير گلو سنجاق کنند يا به دور حلق بپيچند يا دور سر بگردانند. از انواع چارقد، چارقد قالبي و آفتاب گرداني را مي توان نام برد.» در بيرون از خانه، خانم ها سراپاي خود را در چادر بزرگ مشکي يا بنفش حاشيه دار مي پوشاندند و چاقچور در پا مي کردند و روبنده سفيدي که در مقابل صورت داراي دو سوراخ به شکل چشم يا توري مسدس بود، روي صورت مي کشيدند. کفش خانم ها در اين دوره نيز همانند دوره پيشين، راحتي و نعلين و ساغري نوک برگشته بود که در انواع رنگ ها دوخته مي شد. اين طرز لباس پوشيدن کمابيش و تا هنگام سفر ناصرالدين شاه به اروپا ادامه داشت.
