امنيت زايي حجاب

جامعه موظف است امنيت را در تمام ابعاد مختلف فراهم سازد و بخش مهمي از آن به عهده زن است که با حفظ پوشش به آن جامه عمل بپوشاند. در سايه رعايت عفاف است که زن مي تواند به راحتي وارد جامعه گرديده و فعاليت کند و خطري هم متوجه او نگردد.

رابطه حجاب با اصل آزادي

رابطه حجاب و آزادي

طرف داران برهنگي و کشف حجاب، براي عدم پذيرش حجاب، دست به توجيه و استدلال مي زنند و اشکالاتي مطرح کرده اند که موجب ترديدهايي گشته است که به طرح چند نمونه مي پردازيم:

1- برخي مي گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده و آزادي، مفهوم مقدسي است که همگان طرفدار آنند، ولي حجاب و پوشش اسلامي، دست و پا گير بوده و زنان را منزوي و پرده نشين کرده، در نتيجه از مواهب آزادي محروم بوده اند. مي گويند: خداوند در نهاد بشر غرايز بسياري از جمله«غريزه جنسي» نهاده است، که نبايد آن ها را سرکوب کرد، بلکه بايد با کمال آزادي، اين غرايز را اشباع نمود و گر نه موجب عقده و بيماري هاي رواني در افراد مي شود. ولي روشن است هر چيزي داراي حدي است. آيا انسان آزاد است که غذاي مسموم بخورد يا نصف شب طبل بزند و همسايه ها را بيدار نمايد؟ قطعا آزادي داراي حد و مرز است. آزادي اي مقدس است که موجب ضرر و زيان و سلب آزادي و آسايش ديگران نشود.

2ـ مي گويند: زنان نيمي از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به کارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و ... بپردازند. صحيح نيست که جامعه را از نيمي از نيروي انساني خود محروم کرده و آن ها را به انزوا کشيد. حجاب عامل مهمي براي به انزوا کشيدن زناني است که نيمي از جامعه را تشکيل مي دهند. حجاب دست و پا گير بوده و زنان را از فعاليت هاي فرهنگي، اقتصادي، سياسي و ... باز مي دارد. درست است که زنان نيمي از اعضاي فعال جامعه هستند و بايد در تمام صحنه ها تلاش داشته باشند، ولي پوشش اسلامي(حجاب) در حدي که آنان را از تلاش در صحنه هاي کار و فعاليت باز دارد، دست و پا گير نيست، زيرا حجاب به معني پرده نشيني نيست بلکه به معني پوشش معقول است. زن مي تواند با لباس هاي بلند و پوشش کامل اسلامي به تلاش براي زندگي بهتر بپردازد و در مواردي که چادر لباس برتر و پوشش عالي تر است در صحنه ظاهر شود.

3ـ مي گويند: حجاب و پوشش زن، موجب فاصله انداختن ميان زن و مرد شده، مردان را به زنان حريص تر مي کند و آتش تمايلات آن ها را شعله ورتر مي کند چرا که «الانسانُ حريصٌ علي ما مُنِعَ؛ انسان نسبت به چيزي که از آن ممنوع شده، حريص است.» اين اشکال، نوعي مغالطه است، چون پوشش در اسلام به معني محروميت زن و مرد از اشباع غريزه از راه صحيح نيست تا موجب عطش بيشتر و ناهنجاري گردد. اگر آن چه که اسلام در مورد آسان گيري در ازدواج فرموده، اجرا شود، غريزه از راه صحيح اشباع شده و اشکالي پديد نمي آيد

 

برخي بر اين گمان هستند که حجاب موجب سلب حق آزادي که حق طبيعي بشر است مي شود و نوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي رود. آن ها مي گويند: احترام به حيثيت و شرف انساني يکي از موارد اعلاميه جهاني حقوق بشر است. هر انساني چه زن و چه مرد مي تواند آزاد باشد، حال تابع هر مذهبي باشد. اجبار زنان به داشتن حجاب و محدود ساختن آنان، بي اعتنايي به حق آزادي ايشان و اهانت به حيثيت انساني آن و در واقع ظلم فاحش به اوست! زن را اسير و زنداني کردن به هيچ وجه نبايد واقع شود و اين ظلم است و بايد از ميان برود.

+ نوشته شده در  چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ساعت   توسط نردبانی تا خدا  |